دسته ها ستون کناری

آرشیو برچسب: راد اس ام اس

اس ام اس و پیامک تسلیت محرم 93

اس ام اس و پیامک تسلیت محرم 93

sms moharram 93 اس ام اس و پیامک تسلیت محرم 93

فانوس اشک هایتان را روشن کنید

ماه غریبی شهید نینواست ، فرارسیدن ماه محرم تسلیت باد . . .

اس ام اس و پیامک تسلیت محرم 93

 

المنه لله که عزادار حسینیم

فرصت شده و عاشق عباس و حسینیم

در این گذر بی سر و سامانی دنیا

صد شکر خدا را که گرفتار حسینیم . . .

پیامک تسلیت محرم 93

 

ماه اشک های بی اختیار، ماه غمبار اسیران

ماه فریادهای خونین و ماه طنین، مؤید صحرای عشق

بر شما عاشوراییان تسلیت باد . . .

اس ام اس تسلیت محرم 93

 

ای اشک کجایی که غم از راه رسید

اندوه عظیم و ماتم از راه رسید

یک سال گذشت و باز یک بار دگر

پلکی زدی و محرم از راه رسید

دوبیتی محرم 93

 

حلول محرّم جان گداز، ماه خون، ماه زخم، ماه کرب و بلا

ماه نینوا، ماه تاسوعا و عاشورا بر شما عاشوراییان تسلیت باد . . .

اس ام اس و پیامک تسلیت محرم 93

 

دمید روح غم اندر تن مه غم عالم

تو نوحه سر بده چون شد عزای اشرف آدم

لباس تیره به تن کن، ز داغ نوحه تو سر کن

که گشته ماه عزا و دوباره گشت محرم

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

متن تسلیت محرم

 

سلام به ماه محرم ، به غصه و غم مهدی

به چشم کاسه خون و به شال ماتم مهدی

سلام ماه به محرم به شور و حال و عیانش

سلام ما به حسین و به اشک سینه زنانش

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام

جدیدترین اس ام اس های محرم

 

عطری که از حوالی پرچم وزیده است

ما را به سمت مجلس آقا کشیده است

از صحن هر حسینیه تا صحن کربلا

صد کوچه باز کنید محرم رسیده است

جدیدترین پیامک های محرم

 

باز محرم رسید، این من و گریه‎هایم

رفع عطش می‎کند، فرات اشک‎هایم

باز محرم رسید، دلم چه ماتمزده

کسی میان این دل، خیمه ماتم زده

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

اس ام اس و پیامک تسلیت محرم 93

 

گویا غمی تمام دلم را خریده است

قلبم ز عشق بیرق ماتم کشیده است

دیشب صدای خسته ای از روی بام گفت :

قد قامت العزا که محرم رسیده است

بهترین اس ام اس های محرم

 

اس ام اس خنده دار و جوک جالب آبان 93

اس ام اس خنده دار و جوک جالب آبان 93

sms khandedar radsms اس ام اس خنده دار و جوک جالب آبان 93

تو این شبهایی که هرکس یه مشکلی داره یه خواهش ازتون دارم

چشماتونو ببندید یه چیزی میخوام بگم

.

.

.

چشمهای اون وسطیه بازه…نمیگم

پیامک خنده دار و جوک جالب آبان 93

اینقد از اینایی که میگن ” شما هر وقت امر بفرمابین، ما پا در رکاب شماییم” بدم میاد که نگو !

اینا رسما ما رو اسب فرض کردن که میخوان پاشونو بکنن تو رکابمون !

اس ام اس جدید

امروز تو حموم یهویی زدم زیر آواز بابام برگشته میگه :

زهر خر کره مار :|

بیش از حد توانش عصبی شده بود :|

پیامک جدید

نعمت چیست ؟

به حضور من در کنار شماها نعمت گفته میشود !

و من الله التوفیق

جدیدترین اس ام اس های خنده دار

ﺍﯾﻦ ﻣﺘﻦ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺗﻨﻤﻮ ﻟﺮﺯﻭﻧﺪ

.

.

.

.

ﻫﻠﻪ ﺩﺍﻥ ﺩﺍﻥ ﺩﺍﻥ ﻫﻠﻪ ﯾﻪ ﺩﺍﻧﻪ ﯾﻪ ﺩﺍﻧﻬﻬﻬﻬﻪ …

اس ام اس خنده دار و جوک جالب آبان 93

زنه میگه شوهرمو فرستاده بودم سیب زمینی بخره تریلی شوهرمو زیر گرفت

بهش میگن خوب حالا میخوای چیکار کنی ؟

میگه نمیدونم شاید ماکارونی درست کردم !!

جوک و اس ام اس جدید

درفیلم خارجی زنی یک سیلی به شوهرش زد

شوهرش گفت :عزیزدلم چرا زدی؟

گفت میخام ببینم چقد دوسم داری

شوهر او را بوسش کرد

زن ایرانی تقلید کرد و ب صورت شوهرش یک سیلی زد!

ازم نخواهید تعریف کنم چی شد اما شنیدم وقتی زن را غسل میدادند لبخند به لب داشت …!

اس ام اس خنده دار و جوک جالب آبان 93

یه دانشجوی پسر بود تو کلاسمون

آخر ترم معدلش شد 19.56

تحقیق کردیم فهمیدیم استادا با دختر اشتباه گرفته بودنش

تازه یکی از استادام ازش خواستگاری کرده بود

بد زمونه ای شده بددددددددددد !!

استتوس های خنده دار

ژاپن 10ثانیه تاخیر : شکایت از واحد حمل و نقل

ایتالیا 1 دقیقه تاخیر : مسئولین بی کفایت

اوکراین 3 دقیقه تاخیر : تعجب

ایران بعد 20 دقیقه : ایول یه قطار اومد ^.^

استتوس جالب

به دوس دخدرم زنگ زدم میگم عصر لباس خوشکلتو بپوش ، با یه ماشین 2 در میام دنبالت

بعد که اومده پایین ماشینو دیده، فُحش داد رفت تو

الانم گوشیشو جواب نمیده

بچه ها ناموساً وانت چند تا در داره ؟

اس ام اس خنده دار و جوک جالب آبان 93

داستان “تحمل درد آمپول”

داستان “تحمل درد آمپول”

dastan tahamole ampoul داستان تحمل درد آمپول



یادم می یاد وقتی پسرم ۳ ،۴ ساله بود باید هر چند یکبار برای زدن واکسن به درمانگاه می رفتیم.
طبیعتا مثل خیلی از بچه های کوچک پسرم دل خوشی از آمپول زدن نداشت و همیشه در موقع آمپول زدن اشکش روان بود.
یکبار که مسئولیت بردن پسرم به درمانگاه توسط همسرم به من سپرده شده بود. داشتم فکر می کردم که چگونه می توانم به پسرم یاد بدم که بر ترس و درد ناشی از سوزن غلبه کند. تصمیم گرفتم با تجربه ای که از دوران بچه گی خودم داشتم حداقل بهتر از والدینم عمل کنم: یادم میآد وقتی بچه بودم از آمپول خیلی می ترسیدم و دلداری های مادرم نه تنها کمکی به من نمی کرد بلکه بیشتر من را رنج می داد. چون ایشان مرتبا برای اینکه به من روحیه بده تکرار می کرد ” آمپول اصلا درد نداره…!” و وقتی من درد را حس می کردم یادم میآد که خیلی عصبانی می شدم چون احساس می کردم ناراحتی من برای مادرم مهم نیست و فقط می خواد منو گول بزنه…. هر چند که مادرم چنین نیتی نداشت. و این باعث می شد که ترس من از سوزن تا مدتها ادامه پیدا کنه…