کمان ارش

براحتی در هرمکانی در کنار خانواده از از ورزش تفریحی تیروکمان لذت ببرید

کمانی استاندارد با تجهیزات ضروری + تیر + سیبل قابل حمل

محصول جدید شرکت الوان ورزش (کمان آرش) با قیمت بسیار مناسب

به سادگی و بدون نیاز به مهارتی خاص همه اعضای خانواده می توانند از این محصول استفاده کنند. سی دی آموزش کمان هم درون این ست گذاشته می شود

ست خانوادگی کمان شامل: یک عدد کمان کامل رین بو با ضمانت یکساله –  2عدد تیرکربنی استارلایت – سیبل آپارتمانی 50*50 با ضخمت 20سانت – کیف کمان کیهان – آرم گارد رادین(محافظ ساعد) – تب چرمی (محافظ انگشتان) و یک عدد فیس مقوایی 30 متر است

تمام محصولات با 10 درصد تخفیف در این ست قرار داده شده .

هزینه حمل این محصول رایگان است .

قیمت: 299 هزار تومان

برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید

ساعت دیواری پانا

 ساعت دیواری طرح پانـــا کوچکدارای 200 عدد نگین اتریشی  

زیبایی را با این ساعت رویایی به منزل یا محل کارتان هدیه دهید ...

ظرافت خیره کننده، کیفیتی بی نظیر ...

طراحی شیک و منحصر به فرد این ساعت شما را

حیرت زده خواهد کرد

در این ساعت زیبا بیش از 200 عدد نگین اتریشی استفاده شده است

که در نوع خود بی سابقه می باشد

  • مشخصات :
  • جنس : پلکسی گلاس تایوانی
  • سایز : 80 در 50 سانتیمتر
  • رنگ : مشکی
  • نوع موتور : تایوانی
  • تعداد نگین:200 عدد
  • مدت گارانتی: 6 ماه
  • نوع بسته بندی: این ساعت در بسته بندی کارتون سایز 30 در 30 تقدیم شما می باشد که پس از نصب به سایز اصلی تبدیل می شود

این محصول در دو سایز بزرگ و کوچک ارائه میشود

عکس و توضیحات بیشتر برای سایز کوچک

عکس و توضیحات بیشتر سایز بزرگ

برای ثبت سفارش و تحویل در محل شما کلیک کنید

داستان بسیار زیبای “گل سرخ” (حتما بخوانید)

  • 10,051 بازدید
  • تاریخ:
  • ۱۰۵ نظر

داستان بسیار زیبای “گل سرخ” (حتما بخوانید)

http://RadsMs.com

داستان عاشقانه "گل سرخ" - www.RadsMs.com

” جان بلانکارد ” از روی نیمکت برخاست لباس ارتشی اش را مرتب کرد و به تماشای انبوه مردم که راه خود را از میان ایستگاه بزرگ مرکزی پیش می گرفتند مشغول شد . او به دنبال دختری می گشت که چهره او را هرگز ندیده بود اما قلبش را می شناخت دختری با یک گل سرخ . از سیزده ماه پیش دلبستگی‌اش به او آغاز شده بود. از یک کتابخانه مرکزی در فلوریدا, با برداشتن کتابی از قفسه ناگهان خود را شیفته و مسحور یافته بود, اما نه شیفته کلمات کتاب بلکه شیفته یادداشتهایی با مداد, که در حاشیه صفحات آن به چشم می‌خورد .دست خطی لطیف که بازتابی از ذهنی هوشیار و درون بین و باطنی ژرف داشت در صفحه اول ” جان” توانست نام صاحب کتاب را بیابد: “دوشیزه هالیس می نل” . با اندکی جست و جو و صرف وقت او توانست نشانی دوشیزه هالیس را پیدا کند.
” جان ” برای او نامه ای نوشت و ضمن معرفی خود از او درخواست کرد که به نامه نگاری با او بپردازد . روز بعد جان سوار کشتی شد تا برای خدمت در جنگ جهانی دوم عازم شود .در طول یکسال و یک ماه پس از آن , آن دو به تدریج با مکاتبه و نامه نگاری به شناخت یکدیگر پرداختند . هر نامه همچون دانه ای بود که بر خاک قلبی حاصلخیز فرو می افتاد و به تدریج عشق شروع به جوانه زدن کرد .

ادامه مطلب …

داستان عاشقانه و غمگین “اثبات عشق”

  • 34,443 بازدید
  • تاریخ:
  • ۳۰۵ نظر

داستان عاشقانه و غمگین “اثبات عشق”

http://RadsMs.com

داستان غمگین عاشقانه "اثبات عشق" - www.RadsMs.com

پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم…ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم

سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود…اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به

وضوح حس می کردیم…

می دونستیم بچه دار نمی شیم…ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از

ماست…اولاش نمی خواستیم بدونیم…با خودمون می گفتیم…عشقمون واسه یه

زندگی رویایی کافیه…بچه می خوایم چی کار؟…در واقع خودمونو گول می زدیم…

هم من هم اون…هر دومون عاشق بچه بودیم…

تا اینکه یه روز

علی نشست رو به رومو

گفت…اگه مشکل از من باشه …تو چی کار می کنی؟…فکر نکردم تا شک کنه که

دوسش ندارم…خیلی سریع بهش گفتم…من حاضرم به خاطر

تو رو همه چی خط سیاه بکشم…علی که انگار خیالش راحت شده بود یه نفس

راحت کشید و از سر میز بلند شد و راه افتاد…

گفتم:تو چی؟گفت:من؟

ادامه مطلب …

داستان بسیار زیبا و آموزنده ” مادر نابینا “

  • 15,915 بازدید
  • تاریخ:
  • ۱۳۵ نظر

داستان بسیار زیبا و آموزنده مادر نابینا

http://radsms.com

http://4.bp.blogspot.com/_u5fKF1uAfLo/SNJNL0DgeKI/AAAAAAAAA-E/KWP6F3tY2ls/s1600/AT.jpg

My mom only had one eye.  I hated her… she was such an embarrassment.

مادر من فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم … اون همیشه مایه خجالت من بود

She cooked for students & teachers to support the family.

اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت

There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me.

یک روز اومده بود  دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره

I was so embarrassed. How could she do this to me?

خیلی خجالت کشیدم . آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟

I ignored her, threw her a hateful look and ran out.


ادامه در لینک زیر

ادامه مطلب …

دسته بندی

آمار سایت



در گوگل محبوب میکنم

جهت حمایت از راد اس ام اس روی +1 کلیک کنید