http://www.radsms.com/wp-content/uploads/2012/04/123sharj.gif

فروش ویژه گیرنده تلویزیون دیجیتال

usb-tv

  دریافت 25 کانال رادیویی وتلویزیونی با کیفیت DVD بدون نیاز به اینترنت اتصال به کامپیوتر و لپ تاپ از طریق پورت USB دارای آنتن پرتابل مگنت دار و قابلیت اتصال به آنتن هوایی دارای نرم افزار قدرتمند برای نمایش تصاویر دریافتی قابلیت ضبط برنامه های در حال پخش با کیفیت بالا قابلیت تهیه عکس وذخیره بر روی هارد دیسک از برنامه های درحال پخش دریافت کلیه کانال های رادیویی وتلویزیونی به صورت دیجیتال شبکه های قابل دریافت : شبکه های ۱(سراسری) - ۲(سراسری) - ۳(جوان و ورزش) - ۴(علم و تکنولوژی) - ۵(تهران) - ۶(خبر) - ۷(آموزش) - ۸(معارف) - ۹(مستند) - ۱۰(جام جم) - ۱۱(iFilm - آی فیلم) - ۱۲(PressTV پرس تی وی) - ۱۳(العالم) - ۱۴(شما) - 15(بازار) + ۱۰ شبکه رادیویی - گیرنده 15 کانال داخلی و ماهواره ای ایران و 10 شبکه رادیویی - مشاهده شبکه های تلویریونی با کیفیت ماهواره (DVD) به صورت دیجیتال بدون نیاز به دیش - تامین برق مورد نیاز از پورت usb ، بدون نیاز به آداپتور خارجی - امکان تهیه عکس از برنامه های در حال نمایش - اتصال آسان از طریق پورت usb - امکان تهیه لیست کانال های مورد علاقه - گارانتی تعویض توجه: اگر شهر شما هنوز پخش دیجیتال را پشتیبانی نمی کند میتوانید از این گیرنده به عنوان تلویزیون آنالوگ استفاده کنید.لازم به ذکر است که پخش دیجیتال به زودی در سراسر کشور قابل دریافت خواهد بود

قیمت : 32000 تومان شماره پشتیبانی و مشاوره: 77 440 880 021 برای ثبت سفارش و تحویل در محل شما کلیک کنید

لیزی انگشتری بیمز

پدیده سال 2012 را به انگشتان خود ببندید و دیگران را حیرت زده نمایید! نوشته ها و اشکال مورد علاقه خود را در فضا رسم کنید، فقط کافیست دست خود را حرکت دهید تا امواجی از رنگ ها با حرکت دست شما در فضا رسم شود... این محصول دارای 4 انگشتر می باشد که به دست شما بسته می شوند و هر کدام از آنها دارای LED با رنگ های مختلف هستند. پس از بستن انگشتر های لیزری بیمز بر دست خود فقط کافیست در تاریکی شب و یا محیط های تاریک یا نیمه تاریک دست خود را حرکت دهید تا امواجی از رنگ ها با حرکت دست شما در فضا رسم شود، همچنین می توانید نوشته ها و اشکال مورد علاقه خود را در فضا ترسیم نمایید و حیرت مشاهده کنندگان را برانگیزید. همچنین با این محصول می توانید در مهمانی ها و مجالس هم لحظات خوشی را رقم بزنید، زیرا از انگشتر لیزری بیمز می توانید به عنوان رقص نور بر روی دیوار هم استفاده نمایید، فقط کافیست محیط شما نیمه تاریک یا تاریک باشد تا با حرکت انگشتان خود بر روی دیوار رقص نور فوق العاده زیبایی را ایجاد نمایید. این محصول برای اولین بار در ایران توسط فروشگاه اینترنتی میهن استور با یک سال گارانتی تعویض با قیمت استثنایی 11800 تومان عرضه می شود.

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت : 11800 تومان

شماره پشتیبانی : 77 440 880 021

برای ثبت سفارش و تحویل در محل شما کلیک کنید

شال فوق العاده زیبای ترنج در رنگبندی

سفید و مشکی بهترین هدیه برای همسر شما

جدیدترین طرح شال امسال ظرافت ،

جذابیت، لطافت ..

قیمت:9800تومان

برای ثبت سفارش و تحویل در محل شما کلیک کنید

ساعت بدون عقربه gucci

ساعت بدون عقربه و مدرن Gucci

از خرید این ساعت بی نظیر و زیبا که با قیمت بسیار مناسب و با کیفیت خوب و

مارک اصلی عرضه میگردد پشیمان نخواهید شد.

بیمه ارسال و گارانتی تعویض و پشتیبانی

قیمت : فقط و فقط 8000 تومان

برای ثبت سفارش و تحویل در محل شما کلیک کنید

داستان خواندنی و غمگین “در پی خوشبختی”

  • 7,916 بازدید
  • تاریخ:
  • ۴۳ نظر

داستان خواندنی و غمگین “در پی خوشبختی”

http://RadsMs.com

داستان زیبا و غمگین "در پی خوشبختی" - www.RadsMs.com

مرد، دوباره آمد همانجای قدیمی روی پله های بانک، توی فرو رفتگی دیوار یک جایی شبیه دل خودش، کارتن را انداخت روی زمین، دراز کشید، کفشهایش را گذاشت زیر سرش، کیسه را کشید روی تنش، دستهایش را مچاله کرد لای پاهایش…
خیابان ساکت بود، فکرش را برد آن دورها، کبریت های خاطرش را یکی یکی آتش زد.
در پس کورسوی نور شعله های نیمه جان ، خنده ها را میدید و صورت ها را صورتها مات بود و خنده ها پررنگ ، هوا سرد بود، دستهایش سردتر، مچاله تر شد، باید زودتر خوابش میبرد
صدای گام هایی آمد و .. رفت، مرد با خودش فکر کرد، خوب است که کسی از حال دلش خبر ندارد، خنده ای تلخ ماسید روی لبهایش.
اگر کسی می فهمید او هم دلی دارد خیلی بد میشد، شاید مسخره اش می کردند، مرد غرور داشت هنوز، و عشق هم داشت، معشوقه هم داشت، فاطمه، دختری که آن روزهای دور به مرد می خندید، به روزی فکر کرد که از فاطمه خداحافظی کرده بود برای آمدن به شهر…
گفته بود: بر میگردم با هم عروسی می کنیم فاطی، دست پر میام …فاطمه باز هم خندیده بود.
آمد شهر، سه ماه کارگری کرد، برایش خبر آوردند فاطمه خواستگار زیاد دارد، خواستگار شهری، خواستگار پولدار، تصویر فاطمه آمد توی ذهنش، فاطمه دیگر نمی خندید…
آگهی روی دیوار را که دید تصمیمش را گرفت، رفت بیمارستان ، کلیه اش را داد و پولش را گرفت ، مثل فروختن یک دانه سیب بود…!!!
حساب کرد ، پولش بد نبود ، بس بود برای یک عروسی و یک شب شام و شروع یک کاسبی!!!
پیغام داد به فاطمه بگویند دارد برمیگردد…
یک گردنبند بدلی هم خرید، پولش به اصلش نمی رسید، پولها را گذاشت توی بقچه، شب تا صبح خوابش نبرد.
صبح توی اتوبوس بود، کنارش یک مرد جوان نشست.
- داداش سیگار داری؟
سیگاری نبود، جوان اخم کرد.
نیمه های راه خوابش برد، خواب میدید فاطمه می خندد، خودش می خندد، توی یک خانه یک اتاقه و گرم.

ادامه در لینک زیر


چشم باز کرد ، کسی کنارش نبود ، بقچه پولش هم نبود ، سرش گیج رفت ، پاشد :
- پولام .. پولاااام .
صدای مبهم دلسوزی می آمد ،
- بیچاره ،
- پولات چقد بود؟
- حواست کجاست عمو؟
پیاده شد ، اشکش نمی آمد ، بغض خفه اش می کرد ، نشست کنار جاده ، از ته دل فریاد کشید، جای بخیه های روی کمرش سوخت.
برگشت شهر، یکهفته از این کلانتری به آن پاسگاه، بیهوده و بی سرانجام ، کمرش شکست ، دل برید ، با خودش میگفت کاشکی دل هم فروشی بود.

- پاشو داداش ، پاشو اینجا که جای خواب نیس …
چشمهاشو باز کرد ، صبح شده بود ، تنش خشک شده بود ،خودشو کشید کنار پله ها و کارتن رو جمع کرد.
در بانک باز شد ، حال پا شدن نداشت ، آدم ها می آمدند و می رفتند.
- داداش آتیش داری؟
صدا آشنا بود، برگشت، خودش بود ، جوان توی اتوبوس ، وسط پیاده رو ایستاده بود ، چشم ها قلاب شد به هم ، فرصت فکر کردن نداشت ، با همه نیرویی که داشت خودشو پرتاب کرد به سمت جوان دزد.
- آی دزد ، آیییییی دزد ، پولامو بده ، نامرد خدانشناس … آی مردم …
جوان شناختش.
- ولم کن مرتیکه گدا ، کدوم پولا ، ولم کن آشغال …
پهلوی چپش داغ شد ، سوخت ، درست جای بخیه ها ، دوباره سوخت ، و دوباره ….افتاد روی زمین.
جوان دزد فرار کرد.
- آییی یی یییییی
مردم تازه جمع شده بودند برای تماشا، دستش را دراز کرد به سمت جوان که دور و دور تر میشد ،
- بگیریتش .. پو . ل .. ام
صدایش ضعیف بود ، صدای مبهم دلسوزی می آمد :
- چاقو خورده …
- برین کنار .. دس بهش نزنین …
- گداس؟
- چه خونی ازش میره …
دستش را گذاشت جای خالیه کلیه اش ، دستش داغ شد
چاقوی خونی افتاده بود روی زمین ، سرش گیج رفت ، چشمهایش را بست و … بست .
نه تصویر فاطمه را دید نه صدای آدم ها را شنید ، همه جا تاریک بود … تاریک .

همه زندگی اش یک خبر شد توی روزنامه : یک کارتن خواب در اثر ضربات متعدد چاقو مرد . همین…
هیچ آدمی از حال دل آدم دیگری خبر ندارد ، نه کسی فهمید مرد که بود، نه کسی فهمید فاطمه چه شد ؛مثل خط خطی روی کاغذ سیاه می ماند زندگی…
بالاتر از سیاهی که رنگی نیست ، انگار تقدیرش همین بود که بیاید و کلیه اش را بفروشد به یک آدم دیگر ، شاید فاطمه هم مرده باشد ، شاید آن دنیا یک خانه یک اتاقه گرم گیرشان بیاید و مثل آدم زندگی کنند ، کسی چه میداند ؟!
کسی چه رغبتی دارد که بداند ؟
زندگی با ندانستن ها شیرین تر می شود ، قصه آدم ها ، مثل لالایی نیست
قصه آدم ها ، قصیده غصه هاست …

مطالب مرتبط با این موضوع :

فروش ویژه فایر تایر

بهترین دستگاه ترک سیگار

پدیده ای بی نظیر برای ترک سیگار در کوتاهترین زمان ممکن

۱۰۰ درصد تضمینی…

قیمت استثنایی : فقط 22000 تومان

» برای مشاهده تصاویر و توضیحات بیشتر اینجا را کلیک نمایید...

برای ثبت سفارش و تحویل در محل شما کلیک کنید

43 نظر برای داستان خواندنی و غمگین “در پی خوشبختی”

پاسخ دهید

برای درخواست تبادل لینک و ارتباط با مدیریت از بخش تماس با ما استفاده کنید ،
نظراتی که حاوی شماره تماس ،الفاظ زشت ، تبلیغاتی و یا توهین به اشخاص باشند، منتشر نخواهند شد

icon_wink.gif icon_neutral.gif icon_mad.gif icon_twisted.gif icon_smile.gif icon_eek.gif icon_sad.gif icon_rolleyes.gif icon_razz.gif icon_redface.gif icon_surprised.gif icon_mrgreen.gif icon_lol.gif icon_idea.gif icon_biggrin.gif icon_evil.gif icon_cry.gif icon_cool.gif icon_arrow.gif icon_confused.gif icon_question.gif icon_exclaim.gif 

دسته بندی

آمار سایت

در گوگل محبوب میکنم

جهت حمایت از راد اس ام اس روی +1 کلیک کنید